سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
445
تاريخ ايران ( فارسى )
عصبانى شده به هند برگشت و اصرار داشت كه جزيرهء خارك بايستى توسط قواى هندى اشغال شود . لردمينتو اين پيشنهاد را براى پارهء ملاحظات قبول نمود ، ولى وقتى كه نيروها براى حركت آماده شدند معلوم گرديد كه بواسطهء موقعيت حاضرهء اروپا فرانسه نخواهد توانست براى ايران قشون بفرستد و بنابرين حكم قشونكشى مزبور نسخ گرديد . ميسيون سرهارفورد جونز 1809 - 1808 ميلادى خط مشى و رويهء بريطانيا در موفقيت و پيشرفت آنوقت ضرب المثل شده بود و وقتى كه در پائيز همان سال پس از كنارهگيرى ملكم سرهرفورد جونز وارد صحنه شده و با همان عبارات پرآب و تاب زمانش كه « مقدرات مخاطرهآميز هند را تحت حمايت و صيانت پادشاه بريتانى قرار دهد » دست باقدامات زد و يك عكس العمل و واكنشى برعليه فرانسويان در تهران شروع گرديد . ايرانيان فهميدند كه ژنرال گاردان آنچه را كه قول داده بود نتوانست انجام دهد ، حقيقت اين است كه او آنچه از دستش برميآمد كوتاهى نكرده بود . بارى جونز بايرانيان حالى كرد كه داشتن ادارات خوب براى جلوگيرى از نفوذ روسها كافى نيست . عاقبت او بايران اتحاد با انگلستان را بدين شرائط پيشنهاد نمود كه دولت نامبرده تا زمانىكه با دولت روسيه در حال جنك است ساليانه مبلغ 160 هزار تومان يا 120 هزار ليره بايران بپردازد و افسران انگليسى را براى تربيت قشون ايران استخدام نمايد . پس از اينكه اين شرائط پيشنهاد شد آنوقت فتحعلى شاه با دادن گذرنامه به ژنرال گاردان موافقت نمود . اين نمايندهء سياسى انگليس كه از طرف جرج سوم يك الماس قشنگى بعنوان هديه آورده بود باعث برانگيختن حس طمع شاه شد و بدينجهت از او پذيرائى شايانى به عمل آمد ، معلوم است با اين ترتيبات و شرائط و حالات مساعد ديگر جاى تأخير و تعويق نبود ، بنابرين در ماه مارس 1809 مذاكرات اوليه براى عقد پيمان به عمل آمد و چون شرائط آن مورد تصويب حكومت انگلستان و هندوستان هردو واقع شد پايه و اساس يك پيمانى گذارده شد كه آن به زودى منعقد گرديد .